Life Diary

از زندگی هر چه لیاقتش را داریم به ما می رسد نه آنچه آرزویش را داریم

از مرگ نمی ترسم ...

من فقط نگرانم که در شلوغی آن دنیا مادرم را پیدا نکنم ...

روزت مبارک مامانیم ...

 

پ.ن:

آرزوی خیلی ها بودم ... اما اسیر قدر نشناسی یک نفر شدم ...

T_T

نوشته شده توسط مژگان در یکشنبه ٢٤ اردیبهشت ۱۳٩۱ ساعت ۱۱:٢٦ ‎ب.ظ () Viewpoints |

مدتی هست نگاهم به تماشای خداست ...

و امیدم به خداوندی اوست ...

 

پ.ن:

وقتی کسی تو را عزیزم ... گلم ... عشقم ... صدا میزنه ... اول مطمئن بشو که این واژه ها تکه کلامش نیست ... T_T

نوشته شده توسط مژگان در جمعه ۱ اردیبهشت ۱۳٩۱ ساعت ۳:۳٥ ‎ب.ظ () Viewpoints |

می خواهم با کسی رهسپار شوم که دوستش دارم ...

نمی خواهم بهای این همراهی را با حساب و کتاب بسنجم ...

یا در اندیشه ی خوب و بدش باشم ...

نمی خواهم بدانم دوستم دارد یا نه ...

می خواهم بروم با آنکه دوستش دارم ...

 

پ.ن:

تقصیر "من" نیست که بعد از "تو" ، "او" آمد ... تقصیر قوانین دستور زبان ماست ... ^_^

نوشته شده توسط مژگان در دوشنبه ٧ فروردین ۱۳٩۱ ساعت ۳:۱٩ ‎ب.ظ () Viewpoints |