Life Diary
از زندگی هر چه لیاقتش را داریم به ما می رسد نه آنچه آرزویش را داریم
از مرگ نمی ترسم ... من فقط نگرانم که در شلوغی آن دنیا مادرم را پیدا نکنم ... روزت مبارک مامانیم ... پ.ن: آرزوی خیلی ها بودم ... اما اسیر قدر نشناسی یک نفر شدم ... T_T مدتی هست نگاهم به تماشای خداست ... و امیدم به خداوندی اوست ... پ.ن: وقتی کسی تو را عزیزم ... گلم ... عشقم ... صدا میزنه ... اول مطمئن بشو که این واژه ها تکه کلامش نیست ... T_T می خواهم با کسی رهسپار شوم که دوستش دارم ... نمی خواهم بهای این همراهی را با حساب و کتاب بسنجم ... یا در اندیشه ی خوب و بدش باشم ... نمی خواهم بدانم دوستم دارد یا نه ... می خواهم بروم با آنکه دوستش دارم ... پ.ن: تقصیر "من" نیست که بعد از "تو" ، "او" آمد ... تقصیر قوانین دستور زبان ماست ... ^_^
